پاییز سلطان فصل ها

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

/ 5 نظر / 9 بازدید
منتظر

سلام چرا؟ از پاییز خوشم نمیاد

سمیراصدیقی

با یک زبان ساده بگویم ... رهام کن چوپان قصه های دروغین کلام کن این عشق ناتمام خودت را تمام کن آمار خنده های بلندت رسیده است عشق مرا به پای حریفان حرام کن عمری قدم قدم ز پیت گام می زدم خود را به شهر های شیاطین امام کن ما را زمین گرد خدا دور می زند مجنون قصه های حقیقت قیام کن رفتی و امدی گذشتی و سوختم براتشی که رفته به خرمن سلام کن این بار هم خلیفه عشقت شکست خورد با یک زبان ساده بگویم ... رهام کن