باز هم روز جمعه شد

متن  ترانه ستاره پوش  از سعید شهروز :

فکر اینکه تو بیای و من نباشم خواب و از چشای عاشقم می گیره

تازه باورم شده تموم دنیا پیش آرزوی من خیلی حقیره

یاد لحظه ی رسیدنت میفتم خنده ی نلخی روی لبام می شینه

حاضرم دار و ندارمو ببخشم تا که چشمام روی ماهتو ببینه

تو همون ستاره پوشی که هنوز جمعه هامو گریه بارون می کنه

نگو شاید به نگاهت نرسم حتی فکرش منو داغون می کنه

توی برزخ زمونه گم شدم رد پاتو از ترانه هام نگیر

اسمتو شنیدنم برام بسه غم شیرینتو از صدام نگیر

ناجی فاصله ها جهان من بی پناهه اگه راستشو بخوای

مثل قلبای تموم عاشقا جاده خستس چش به راهه کی بیای

تو همون ستاره پوشی که هنوز جمعه هامو گریه بارون می کنه

نگو شاید به نگاهت نرسم حتی فکرش منو داغون می کنه

/ 4 نظر / 11 بازدید
ساغر

ديـده اي نيــست نبينـــد رخ زيبــاي تـــو را نيست گوشي كـــه هـــمي نشنود آواي تو را هـيـچ دستــي نشـود جز بر خـــوان تــو دراز كــس نجويد به جهــان جــز اثر پاي تـــو را رهــرو عشقــم و از خرقــه و مسنــد بـي زار بـه دو عــالــم ندهــم روي دل آراي تـــو را قـــامت ســرو قدان را بـه پشيـــزي نخـــرد آنگــه در خواب بيــند قــــد رعنــــاي تو را بكجــا روي نمايــد كــته تو اش قبلــه نه اي آنكه جويــد بحـــرم منــزل ومــاواي تـــو را همه جا منزل عشق است كه يارم همه جاست كــور دل آنــكه نيابـد به جهــان جاي تــو را باكــه گويم كـه نديده است و نبيند به جهــان جــز خم ابــرو و جز زلــف چليــــپاي تــــورا دكّـــه ي علـــم وخرد بست در عشـق گشود آنــكه مي داشت بـه سر علت سوداي تـو را بشكنــم اين قلــم و پاره كنـــم ايـن دفتــر نتــوان شــرح كنــم جلـــوه ي والاي تــو را

ساغر

حالا دیگر بچه های کوچک هم میدانند... که "مهدیه" اسم مکان است و "فاطمیه" اسم زمان... اما ..........!!!!! من منتظر میمانم و میدانم روزی .... "مهدیه" اسم زمان خواهد بود و "فاطمیه" اسم مکان اللهم عجل لولیک الفرج(عج)

مهدی

[دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست] عالی بود .....مثل همیشه.................................[نیشخند]

حسین

سلام وبلاگ خوبی دارید برای تبادل لینک حاضرم منو به اسم دانلود ebook و کتاب صوتی لینک کنید. خوشحال میشم به وبم سر بزنید و بگید که به چه اسمی لینکتون کنم... یا علی