بعضی وقتا سکوت چیز بسیااااااااااااااااااااااار خوبیه ...

الان فقط میخوام سکوت کنم .

و فکرکنم به همه اتفاقایی که من باعث خلقشون شدم . چه خوب چه بد . چه تاثیرش مهم بوده چه نبوده . چه نقش من در اون ماجرا سهمش بزرگ بوده و یا چه بسیار ریز ، و چه و چه های دیگه....

الان هرچند از نظر خودم حالم گرفتست ولی شاید  نیروی تفکر ،این تصور رو به بازی بگیره و در انتهای بازی هم خودش (نتیجه تفکرم) برنده بشه .

و حالا نتیجه هرچی میخواد باشه . همینکه این حس [ که انگار وجودم را سست کرده و باعث تعطیلی کار ِ ذهن  من شده] با فهمیدن نتیجه واقعی که به بازی گرفته شدن خودشه ، مایوس بشه و پا به فراربذاره ، برای من خیلی ارزشمنده .

 

 



موضوعات مرتبط: روزمرگی

تاريخ : چهارشنبه ۱۱ امرداد ۱۳٩۱ | ۱:٤٤ ‎ب.ظ | نویسنده : سما | نظرات ()